نویسنده: مهدي قاسمي

وب سایت: http://lumsnahad.7gardoon.com

ابو دلف مجنون از مدعیان دروغین
ابو دلف مجنون از مدعیان دروغین نیابت اسم او محمّد بن مظفّر است ولی به ابودلف شهرت دارد و بعد از وفات «علی بن محمّد سمری) ادّعای نیابت نمود. علماء آن زمان او را فرد ی ملحد می دانستند و اظهار غلوّ کرد و سپس دیوانه شد. و بعد از آن دیوانۀ زنجیری شد. شیعیان به زودی متوجّه کارهای [غلط] او شدند و از او و همکاری با وی دوری جستند.1 ابو نصر هبه الله بن محمّد بن احمد کاتب، دختر زاده ام کلثوم دختر محمّد بن عثمان (رض) می گوید: ابودلف محمّدب ن مظفّر کاتب در اوایل از فرقۀ «مخمسه»2 بود؛ زیرا وی در میان شیعیان کرخ تربیت شده و شاگردی آنها را کرده بود و مردم کرخ هم از فرقه «مخمسّه» بودند. و هیچ یک از شیعه در این خصوص تردید نداشتند. ابودلف هم به این مطلب اعتراف می کرد و به آن افتخار می نمود. او بعدها که منحرف گردید، می گفت: آقای من شیخ صالح (یعنی، ابوبکر بغدادی) مرا از مذهب ابوجعفر کرخی (محمّد بن عثمان) به مذهب خود یعنی، مذهب ابوبکر بغدادی منتقل نمود.3 ابودلف، مدافع ابوبکر بغدادی بود وی را بر شیخ حسین بن روح ترجیح می داد. این عیّاش می گوید: روزی در جایی با ابودلف در یک جا بودیم و دربارۀ ابوبکر بغدادی گفتگو نمودیم. ابودلف گفت: می دانی از کجا آقای ما شیخ (ابوبکر بغدادی)، برحسین بن روح فضیلت دارد؟ گفتم: نه! نمی دانم. گفت: علّت این است که ابوجعفر محمّد بن عثمان در وصیتش اسم او را بر اسم خود مقدم داشت. من گفتم: بنابراین، باید منصور خلیفه عباسی از امام موسی کاظم (عليه‌السلام) افضل باشد. گفت: چطور؟ گفتم: برای اینکه امام جعفر صادق (عليه‌السلام) در وصیت خود نام منصور را پیش از نام امام موسی کاظم (عليه‌السلام) برده است. گفت: نسبت به آقای ما تعصب و دشمنی می ورزی؟ گفتم: نه تنها من بلکه جز تو، همه مردم دشمن ابوبکر بغدادی هستند. نزدیک بود بر سر این موضوع، گریبان یکدیگر را گرفته، دعوا کنیم.4 شیخ در آخرن بحث مدّعیان دروغین می گوید: جنون ابودلف و حکایات فساد مذهب او، پیش از این است که قابل شمارش باشد، لذا آنها را ذکر نمی کنیم.5 پی نوشت ها: 1. الغیبه، ص 412. 2 .فرقه ای از غلات هستند که قائلند: سلمان و ابوذر و مقداد و عمار عمرو بن امیه صمدی وکیل هستند از طرف خداوند برای اراده مصالح عالم و سلمان رئیس آنها می باشد. (پاورقی الغیبه، ص 414) 3 . الغیبه، ص414. 4 . الغیبه، ص 413. 5 . همان مصدر، ص414.

تاريخ ارسال: 1348/10/11

تعداد بازدید: 686

نظر بدهید...
نظر خود را در فرم زیر وارد کنید
نام:
ایمیل:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
کد امنیتی
 |