نویسنده: مهدي قاسمي

وب سایت: http://lumsnahad.7gardoon.com

محمد بن بلالی از مدعیان دروغین
محمد بن علی بن بلال (بلالی) از مدعیان دروغین نیابت یکی دیگر از مخالفین نیابت محمّد بن عثمان، ابوطاهر محمّد بن علی بن بلالی، معروف به بلالی می باشد که اموال امام (عليه‌السلام) را تصرف نموده بود و از دادن آن به نایب دوّم امتناع می نمود و ادّعای وکالت از طرف امام زمان (عليه‌السلام) را داشت.1 وی قبل از انحرافش، با امام دهم و امام یازدهم (عليهم‌‌السلام) رابطۀ نزدیکی داشت و یکی از وکلای مهم به شمار می رفت و لذا علمای رجال تمجیدهای زیادی از وی نموده اند که همه اش مربوط به قبل از انحراف او می باشد. برای روشن شدن بعضی از ابعاد شخصیت قبل از انحراف او، بعضی از کلمات علمای رجل و بعضی احادیث در جلالت ایشان را نقل می کنیم. شیخ طوسی در رجال خود، در باب «کنی»، ایشان را جزء اصحاب امام هادی (عليه‌السلام) شمرده است2 وضمن شمارش او جزء اصحاب امام حسن عسکری (عليه‌السلام) می گوید: «محمّد بن علی بن بلال شخص مورد اعتمادی است.»3 و در «الغیبه» نیز او را جزء اصحاب امام حسن عسکری (عليه‌السلام) شمرده است.4 برقی در رجال خود نیز، او را جزء اصحاب امام حسن عسکری (عليه‌السلام) به حساب آورده است.5 ابن طاوس در «ربیع الشیعه» می نویسد: «محمّد بن علی بن بلال،یکی از سفراء و نمایندگان موجود و معروف در زمان غیبت صغری است که قائلین به امامت امام حسن عسکری (عليه‌السلام) دربارۀ آن اختلافی ندارند.»6 این شهر آشوب او را از موثّقین و شخص مورد اطمینان امام حسن عسکری (عليه‌السلام) می داند.7 شیخ صدوق «بلال» را از کسانی می داند که امام زمان (عليه‌السلام) را دیده و جزء وکلاء آن حضرت شمرده است.»8 ایشان در نزد امام حسن عسکری (عليه‌السلام) از موقعیت بالایی برخوردار بوده و در چندین مورد، حضرت ایشان را توثیق نموده است. در توقیعی که امام حسن عسکری (عليه‌السلام) برای «اسحاق بن اسماعیل» فرستاده بود، در آنجا حضرت می نویسد: «ای اسحاق نوشتۀ ما را بر بلالی بخوان، همانا وی فردی قابل اعتماد و موثق و آگاه به وظایف خود می باشد.»9 امام حسن عسکری (عليه‌السلام) دوبار فرزند خویش، امام زمان (عجل‌الله تعالي فرجه الشريف) را به خبر داده است. این حدیث توسط خود ایشان، در اصول کافی چنین آمده است که: محمّد بن علیّ بن بلال می گوید: «از جانب امام حسن عسکری (عليه‌السلام) دو سال پیش از وفاتش، پیامی به من رسید که از جانشین بعد از خود به من خبر داد، بار دیگر سه روز پیش از وفاتش پیامی رسید و از جانشین بعد از خود به من خبر داد».10 در آن زمان، غیر از خواصّ شیعیان، به دیگران جانشین امام حسن عسکری (عليه‌السلام) را معرفی نمی کردند؛ چون خطر جدّی او را تهدید می کرد؛ لذا بنا بر کتمان و پنهان زیستی امام زمان (عجل‌الله تعالي فرجه الشريف) بود. حسین بن روح، نایب سوّم امام زمان (عجل‌الله تعالي فرجه الشريف) می گوید: «اصحاب ما دربارۀ مسئله «تفویض» و غیر آن، نظریه های مختلفی مطرح کردند [و توافقی حاصل نشد.] در آن روزهایی که ابوطاهر بن بلال منحرف نشده بود، پیش او رفتم و اختلاف اصحاب را با او در میان گذاشتم. او به من گفت: چند روزی به من مهلت بده و چند روز مهلت دادم و بعد از چند روز، دوباره به او مراجعه نمودم. او برای من حدیثی را نشان داد که سندش به امام صادق (عليه‌السلام) می رسید که آن حضرت در حدیث فرموده بود: «موقعی که خداوند می خواهد کاری را انجام دهد او را بر رسول اکرم (صلي‌الله عليه و آله وسلم) سپس بر امیر الامؤمنین وبقیۀ ائمه (عليهم‌‌السلام) یکی پس از دیگری تا اینکه منتهی به صاحب الامر (عليه‌السلام) شود، عرضه می دارد. سپس آن کار و ارادۀ خداوند در دنیا محقق می گردد. و موقعی که ملائکه می خواهند عملی را به درگاه خداوند ببرند، آن را در ابتداء عرضه بر صاحب الزمان (عجل‌الله تعالي فرجه الشريف) و یکی از دیگری، از ائمه (عليهم‌‌السلام) و سپس بر پیامبر اکرم (صلي‌الله عليه و آله وسلم) می دارند، سپس بر خداوند تبارک و تعالی عرضه می شود. آن چیزی که از جانب خداوند به دنبال نازل می شود به دست آنها و آنچه از دنیا به سوی خداوند عروج می کند نیز به دست معصومین (عليهم‌‌السلام) می باشد. لیکن در عین حال به یک چشم زدن از خداوند استغناء ندارند.»11 از این روایت جلالت و عظمت این مرد، روشن می شود ک شخصی مثل حسین بن روح در یک بحث کلامی از ایشان استمداد می طلبد.12 به نظر می رسد رجوع حسین بن روح به ایشان قبل از «نیابت خاصّ» او بوده و زمانی بوده که او هم مثل دیگران، یکی از وکلای حضرت بوده است. لازم به یادآوری است که این تعریفها و تمجیدها به قبل از انحراف ایشان از خط مستقیم ولایت مربوط می شود. علی رغم دارا بودن چنین مقام و منزلت در نزد امام حسن عسکری (عليه‌السلام) و امام زمان (عجل‌الله تعالي فرجه الشريف) که مدّتی وکیل ایشان بوده، لیکن در آخر عمر، نفس أمارۀ و شیطان درونی او را تابع خود نمود و تمام اعمال گذشته او را باطل نمود و جزء لعن شدگان توسط امام زمان (عجل‌الله تعالي فرجه الشريف) گردید و ادّعای دروغین وکالت از طرف صاحب الأمر نمود. شیخ طوسی در «الغیبه» دربارۀ او می گوید: «ابوطاهر محمّد بن علی بن بلال نیز، از کسانی است که مدّعی نیابت حضرت، اموالی را ظبط، و از تسلیم آن به وی خودداری نمود و ادّعا کرد که از طرف امام زمان (عجل‌الله تعالي فرجه الشريف) در اخذ آنها وکالت دارد، و دوری شیعیان از وی لعن او که از ناحیۀ مقدسه توقیع مبنی بر لعنت وی بیرون آمد، معروف است. ابوغالب زراری می گوید: ابوالحسن محمّد بن محمّد بن یحیی معاذی نقل می کند: «یکی از شیعیان بعد از وفات امام حسن عسکری (عليه‌السلام) و تفرقه شیعه و انحراف ابوطاهر بن بلال، به وی پیوست. سپس برگشت و در مسلک ما در آمد؛ برادرش «ابوالطیب» و «این خزر» و جمعی از پیروانش هم بودند. در آن هنگام پیشخدمت آمد و گفت: ابو جعفر عمری (محمد بن عثمان) در خانه است. از شنیدن آین خبر، پیروان ابوطاهر مضطرب شدند، و آمدن او را ناخوش دانستند. ابوطاهر گفت: وارد شود. محمّد بن عثمان هم وارد شد. ابوطاهر و پیروانش به احترام او بلند شدند، محمّد بن عثمان در صدر مجل س و ابوطاهر پیش روی او نشست. سپس صبر کرد تا خضّار ساکت شدند. آنگاه گفت: «ای ابوطاهر! تو را به خدا سوگند می دهم آیا امام زمان (عجل‌الله تعالي فرجه الشريف) به تو فرمان نداد اموالی که نزد تو است به من تسلیم کنی؟ گفت: بلی حضرت چنین دستوری داد! محمد بن عثمان بلند شد و بیرون رفت. از این جریان حاضران مجلس ناراحت شدند و چون به خود آمدند، ابوالطیب از برادرش ابوطاهر پرسید: صاحب الزمان را در کجا دیدی؟ گفت ابو جعفر (محمّد بن عثمان) مرا به یکی از خانه های خود وارد ساخت؛ ناگهان دیدم حضرت در بالا خانۀ مرانگریست و امر کرد اموالی که نزد من بود، به وی بدهم. ابوالطیب پرسید: از کجا دانستی که او امام زمان (عجل‌الله تعالي فرجه الشريف) است؟ گفت: وقتی او را دیدم هیبتش مرا گرفت و سخت مرعوب گردیدم و دانستم که صاحب الزمان (عجل‌الله تعالي فرجه الشريف) است. علّت جدایی من (بلال) از محمّد بن عثمان نیز، همین مطلب است.»13 [یعنی این که امام دستور داد اموال را به محمّد بن عثمان بدهم!] از این حدیث معلوم می شود که محمّد بن عثمان، در مقابل «ابن بلال» به دو کار اساسی دست زده: یکی این که ملاقات او را، با امام زمان (عجل‌الله تعالي فرجه الشريف) فراهم نمود تا شک درونی او را بر طرف و اموال را به دستور امام از او بگیرد و دیگری این که این جریان ملاقات و دستور امام (عليه‌السلام) در پس دادن اموال را، در میان جمعی از پیروان او مطرح نمود و او نیز اعتراف نمود و حجت را بر آنها تمام نمود. و لذا بعضی از آنها از پیروان ابن بلال بر گشتند. پس، هم حجت بر خود «بلال» تمام شد و هم به پیروان او. لیکن حبّ دنیا نگذاشت او به راه حق رهنمون شود. پی نوشت ها: 1. الغیبه، ص400. 2 . رجال الطوسی، ص 427. 3 .رجلال طوسی، ص 435. 4 . الغیبه، ص 353. 5 . معجم رجال الحدیث، ج16، ص 309. 6 . معجم رجال الحدیث، ج16، ص 319. 7 . مناقب، ج4، ص 423. 8 . کمالدین، باب من شاهد القائم، حدیث16، ص442. 9 . اختیار معرفة الرجال، ج2، ص 846. 10 . اصول کافی، ج1، ص117، حدیث1. 11 . الغیبه، ص387. مستدرک الوسائل، ج12، ص164، حدیث10. 12 . معجم رجال الحدیث، ج6، ص 310. 13 . الغیبه، ص 400. بحارالانوار، ج51، ص269.

تاريخ ارسال: 1348/10/11

تعداد بازدید: 1097

نظر بدهید...
نظر خود را در فرم زیر وارد کنید
نام:
ایمیل:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
کد امنیتی
 |